مرد، خودش را تا کمر در سطل زباله فرو کرد. لابلای زباله‌ها دنبال ماه می‌گشت. می‌دانست فرصت‌ها دیر به دیر خودشان را نشان می‌دهند. آینه‌ای پیدا کرد. دستی به ریشش کشید و صورت خودش را در آن دید. گوشه آینه ستاره‌ای دید با خودش گفت: 《هیچ ماهی بدون ستاره‌هایش شب را به پایان نمی‌رساند.》
اگر ماه را پیدا می‌کرد می‌توانست یک شب را در زیر پل با نوری به صبح برساند. ساعت ۶ بعد از ظهر بود. خورشید داشت غروب می‌کرد و کم کم هوا تاریک می‌شد.
زباله‌ها مانند سنگ‌های مذاب بودند که انگار داشتند بالا می‌آمدند و داغ‌تر می‌شدند. زباله‌ها نمی‌گذشتند او صورت ماه را ببیند.
می‌دانست ماه آن پایین است. نوری کوچک از سمت چپ زباله‌ها بیرون می‌زد.
دوست داشت یک شب ماه برای او باشد. یک بار آن را پشت ویترین یک مغازه دید؛ مغازه‌ای آنتیک با وسایل جورواجور. وسایلی که برای عهد قجر بود.
او حتی حق نداشت کنار مغازه بایستد و به شیشه و وسایلِ ویترین نگاهی بیندازد و آن‌ها را تماشا کند.
با خودش فکر میکرد آخر چه کسی دوست داشت به یک پیرمرد ژنده‌پوشی نگاه بیندازد که لباس پاره به تن دارد و صورتش سیاه و پر از لکه است. و هر چند دقیقه یک بار دستی به پایین بینی اش می‌کشد. لابد آنها در دلشان می‌گفتند نکند کرمی در لای موهایش وول می‌خورد.
دوست داشت حداقل یک روز دنیا برایش باشد یا حتی چند ساعت. دوست داشت یک بار دنیا به او نگاهی بیندازد.
او می‌توانست با یک ماه حتی برای یک شب دنیایش را روشن کند؛ تنها برای یک شب.
بعضی‌ها می‌گفتند اگر ماه در سطل زباله باشد کم‌کم شکل هندسی اش فرو می‌ریزد، بریده بریده شده و کم کم آب می‌شود.
او شنیده بود حتی ماه تغییر رنگ داده بود.
یکی می‌گفت مهتاب را سیاه دیده.
شخص دیگری می‌گفت یک نور کور کننده داشت شبیه یک دیوار چهارگوش.
دیگری آن را شبیه یک الهه دیده بود.
نمی‌دانست آنها شایعه بودند یا واقعیت داشتند؟ ولی با خود گفت هر شایعه‌ای یک روز واقعیت داشته و کم کم رنگ و شکلش عوض شده.
بعضی‌ها هم می‌گفتند شبیه شمشی شده اما سه گوش که روی هر گوشش، سه گوش دیگر درست شده.
کسی نمی‌توانست به آن دست بزند.
آخر چه کسی به یک سه گوش تو در تو و چرخان می‌توانست دست بزند چون می‌توانست مثل تیغ انگشتانشان را ببُرّد.
شاید امشب شب او باشد و آن، پنهانی و دزدکی ماهش شود.

سری هم به اینها بزن.....

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *