فرانکلدا اثری است که با نگاهی عمیق و متفاوت به دنیای نویسندگی، وحشت و رویا میپردازد.
این انیمیشن برای یک نویسنده (بهخصوص نویسندگان ژانر وحشت یا کسانی که با لایههای زیرین روان انسان سر و کار دارند) یک تجربه بصری و مفهومی است که نباید از آن گذشت.
فرانکلدا صرفاً یک انیمیشن ترسناک نیست؛ بلکه تجسمِ عینیِ فرآیند خلق کردن است.
داستان درباره نویسندهای است که در دنیایی زندگی میکند که کلمات او، واقعیت را میسازند و در عین حال، کابوسهای او بر زندگیاش سایه میاندازند.
یک نویسنده با دیدن فرانکلدا متوجه میشود که ایدهها موجوداتی زنده هستند.
در این انیمیشن، ایدهها و داستانها به صورت موجوداتی ملموس و گاه ترسناک ظاهر میشوند.
این به نویسنده یادآوری میکند که هر داستان، روحی دارد که وقتی آن را مینویسد، از کنترل او خارج میشود.
این اثر نشان میدهد که رابطه نویسنده با داستانش، گاهی شبیه به رابطه یک والد با فرزندِ سرکش یا یک جادوگر با هیولای خود است. نویسنده میبیند که چگونه میتواند با کلماتش، هم زیبایی خلق کند و هم فاجعه.
تم اصلی این انیمیشن تنهاییِ نویسنده و نادیده گرفته شدن است. نویسنده در این اثر، نمادی از هنرمندی است که در دنیایی غرق شده که یا به او بیتوجه است یا نمیتواند عمقِ آنچه را که او میبیند درک کند.
این انیمیشن به زیبایی نشان میدهد که نویسندگی یک انزوا است؛ نوعی انزوای مقدس که در آن فرد میان واقعیت و خیال، در میانهی یک کابوس دائمی زندگی میکند.
در فرانکلدا، وحشت (Horror) ابزاری برای ترساندن نیست، بلکه ابزاری برای برقراری ارتباط با حقیقت است.
کابوسها در این اثر، تجسم ترسهای ناخودآگاه نویسنده هستند.
وحشت در اینجا یعنی مواجهه با آن بخش از وجودمان که نمیخواهیم ببینیم.
استفاده از تصاویر کابوسوار، به نویسنده یادآوری میکند که برای رسیدن به لایههای عمیقترِ داستان، باید از لایهی امنیت عبور کند و به قلب تاریکی برود.
وحشت در اینجا، زبانِ صادقانه برای بیان چیزهایی است که کلمات معمولی قادر به توصیفشان نیستند.
پیام فرانکلدا برای خواننده و نویسنده این است: 《داستانهای تو، تو هستی..》
این انیمیشن میگوید که نوشتن، صرفاً چیدن کلمات کنار هم نیست؛ بلکه یک عملِ خونریز و روانشناختی است.
او میخواهد بگوید:
1. از تاریکی خود نترس؛ از آن برای خلق کردن استفاده کن.
2. نویسنده، قربانیِ داستانهای خودش است، اما در عین حال، تنها کسی است که میتواند به این کابوسها معنا ببخشد.
3. خلق کردن، همزمان هم یک قدرت الهی است و هم یک نفرین.
وحشت، تنها راه رسیدن به صداقتِ مطلق در نوشتار است.
فرانکلدا به ما میگوید که اگر میخواهید واقعی بنویسید، باید آماده باشید که با کابوسهای خود روبرو شوید و آنها را روی کاغذ بیاورید، حتی اگر دنیا به شما توجه نکند.
