1. روحِ نیلوفر آبی

نیلوفر آبی،نفرتش نقطه سیاهی‌ست

که دایره‌های قرمز در باتلاق را

به خون می‌نشیند

و

تماشا می‌کند تیزیِ تیغِ منفور را.

عقربه‌های ساعت در کبودِ آسمان

به چله نشسته‌اند.

خنجری در گلِ تهِ باتلاق

حباب‌های شکمِ فربهِ گِل را

با تیزی‌اش می‌تِرکانَد و گُل می‌کند.

حال افسانه‌ها به حقیقت پیوسته‌اند.

ریشه‌های نیلوفرهایی که زنجیر شده‌اند در گوشتِ گل

جان‌های پوسیده آبی‌شان در جان خنجر فرونشسته.

و انتقام حبس‌شان جانِ باتلاق را می‌ستاند.

 

نخواستم بازنویسی کنم و همین‌طوری نوشتم.

نمیخوام درگیر درست و غلط باشم.

دوست داشتم فقط فکرِ یهویی رو بنویسم.

همین🌴🍃🦅🕊

#شبانه‌_نویسی_بداهه

سری هم به اینها بزن.....

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *