یادداشتی بر فیلم Top gun2 و آموزه‌هایی از آن

نمی‌دانم آخرین فیلمی که در ژانر جنگ دیدم، چند سال پیش بود.
خیلی وقت بود که به تماشای این‌گونه فیلم‌ها ننشستم.
حدود یک‌ماه پیش این فیلم به من معرفی شد. وقتی تصویرش برای من فرستاده شد‌ بعد از نگاه کردن به تصویر، علاقه‌ام به تماشایش فروکش کرد.
دوستم به من یادآوری کرده بود که حتماً آن را ببینم و من دلیل این همه اصرار را متوجه نمی‌شدم.
تا اینکه بالاخره امروز تصمیم گرفتم، این فیلم را ببینم.

البته من قسمت اولش را ندیدم و سراغ بخش دوم رفتم.
تاپ گلن درمورد پسری به نام ماوریک است که به خلبان‌های نیروی دریایی آموزش می‌دهد و د این مسیر با چالش‌هایی روبرو می‌شود.
ابن چالش‌ها خاطراتی از گذشته و بهترین دوستش گوس را یادش می‌آورد.

از همان اول می‌خواهم بگویم من نمی‌خواهم این فیلم را تحلیل کنم.
فقط به موضوعاتی اشاره می‌کنم که این فیلم به من یادآور شد:

۱. دوستی‌های خوب و اعتماد و اطمینان:

انتخاب‌های سختی وجود دارند. بعضی از آدم‌ها چیزهایی را در ما می‌بینند که ما آن‌ها را فراموش کرده‌ایم یا ندیده‌ایم و به آن توجه نکرده‌ایم.
آنها به ما اعتماد و اطمینان دارند.
آنها می‌خواهند به ما بگویند:《برو و درستش کن. تو میتونی راست و ریستش کنی. به من و به خودت اعتماد کن.》

۲. بعضی از رابطه‌ها تمام نمی‌شوند.
همان‌طور که شروع‌شدن‌شان آشکار نیست، همچنان جاری هستند.

۳. اعتماد به نفست را از راه‌های مختلف نشان بده. جوری جای پایت را نشان بده که دیگران به تو اعتماد کنند.

اعتماد به نفست:
در طرز راه رفتنت
در رفتار و برخوردن
و در شیوه صحبت کردنت
خودش را نشان می‌دهد.

۴‌. وقتشه که بی‌خیالش شوی.

وقتی می‌خوای کاری رو انجام بدی تروماها، ترس‌ها، شکست‌ها، خاطرات تلخ و اتفاقاتِ بد به سراغت می‌آید.
این یک اتفاق طبیعی است.
ممکن است آدم‌هایی هم سر راهت قرار بگیرند که با رویارویی با آنها همه این‌ها یادت بیاید.
بهتر است که بی‌خیال‌شان شوی.

دیالوگ کوتاهی از ماوریک و دوستش آیس:
ماوریک: 《این پسر آماده نیست.》
آیس: 《پس بهش یاد بده.》
م:《نمی‌خواد از من چیزی یاد بگیره.》
《از من نخواه که یه نفر دیگه رو بفرستم تا کشته بشه. ازم مخواه اون رو بفرستم. به جاش منو بفرست.》
آیس:《وقتشه که بی‌خیالش بشی.》
م:《نمی‌دونم چطوری؟ من معلم نیستم. من خلبان جنگنده‌م. این کارم نیست. هویت منه. چطوری این رو یاد بدم؟ حتی اگه می‌تونستم یاد بدم روستر این رو نمی‌خواد. نیروی دریایی این رو نمی‌خواد.
برای همین بود که دفعه آخر اخراجم کردن. فقط به‌خاطرِ تو اومدم اینجا.
اگه روستر رو به این عملیات بفرستم شاید هیچ‌وقت برنگرده به خونه. و اکه نفرستمش هیچ‌وقت منو نمی‌بخشه. در هر دو حالت ممکنه اونو برای همیشه از دست بدم.
و در پایان به جمله‌ای که دوستش در صفحه نمایش لپ‌تاپ نوشته بود، دقت کرد:《وقتشه که بی‌خیالش بشی.》
و گفت:《می‌دونم.》
آیس:《 این بچه به ماوریک نیاز داره. برای همینه که بهشون اصرار کردم تو بیای. برای همینه که تو اینجایی.》

۵. بهتر است که اعتماد کنی.

فکر می‌کنم این دیالوگ کوتاه از ایمیلیا با ماوریک را همه والدین باید به آن اهمیت دهند و توجه کنند:
ایمیلیا: فهمیدم که باید به دخترم اعتماد داشته باشم. بعضی وقت‌ها باید بذارم که خودش سرش به سنگ بخوره و خودش یاد بگیره.
اون همیشه آزادی زیادی می‌خواست و من فکر می‌کردم که آمادگیش رو ندارم.
گاهی اوقات والدین کاری رو انجام میدن که فکر می‌کنند بهتره. شاید دلیلش این باشه که فکر می‌کنن اون فرزند آمادگیش رو نداره یا به خاطر یه اتفاق یا تروما اعتمادشون کم میشه و می‌ترسن. شاید به‌خاطر یه اتفاق تلخی در گذشته، می‌ترسن اون اتفاق دوباره تکرار بشه.

۶. بعضی سؤال‌ها باید بی‌جواب بمانند.
در عملیات خطرناک در روبرویی با

دشمن یکی از خلبانان می‌ترسید و از پیروز شدن ناامید بود. اما ماوریک به او گفت:《پیروزی بستگی به خلبانی دارد که هواپیما را می‌راند. برای رسیدن به هدف شاید نفست بند بیاید و چشم‌‌هایت جایی را نبیند.
بعضی اوقات برای بعضی سؤال‌ها جوابی نداری و نمی‌توانی جوابش را پیدا کنی. فقط باید زمان سپری شود.》

۷. زمان، بزرگ‌ترین دشمنِ شماست و هم بزرگ‌ترین حریفِ شما.

برای خودت زمانی را مشخص کن.
و یک اقدام کوچک انجام بده؛ مثلاً ۳ دقیقه.
در این زمان، نباید حواست به چیزی پرت شود.
باید در روزهای بعد کم‌کم سرعتت را بالا ببری.
نباید از برنامه‌ات عقب بمانی.
باید سرعتت را حفظ کنی.

۸.در ترس‌هایت نیازی نیست مدام تجزیه و تحلیل و فکر کنی. فقط عمل کن‌.

حواست به هدفت باشد. در مقابله با ترست، ترس‌های زیادی سراغت می‌آید. وقتی که داری قدم برمی‌داری، نفست بند می‌آید. شاید چشم‌هایت تار ببیند. شاید نتوانی هدف را ببینی و تشخیصش دهی.
ممکن است اوضاع بد شود‌. شاید فکر کنی کارَت تمام است و ناامید شوی.
در این لحظه فکر نکن عمل کن.

۹. وقتی چیزی را دوست داری، یک راست برو سراغش.

سری هم به اینها بزن.....

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *