یک نویسنده خیال پرداز باید سعی کند گیرنده خوبی داشته باشد و از هر چیزی برای تبدیل به تجربه برای خودش استفاده کند.
خیال یعنی انتقال احساسات؛ انتقال حسی و روانی.
یک خیال‌پرداز باید بتواند روی مسائل عمیق شود و جزئی‌نگر باشد. یک خیال‌پرداز واقعی به جزئیاتی توجه می‌کند که آدم‌های عادی نمی‌توانند ببینند. خیال یعنی کشف کردن و غنی کردن یک تجربه. خیال پر از کشف است و پر از اتفاقاتی که به ذهن هرکسی نمی‌آید.
همه چیز برایِ یک خیال‌پرداز قصه دارد.
یک خیال پرداز از هر چیزی در روز که برایش جالب است روایت می‌سازد.
خیال پردازی یعنی هنر؛ قتی که سراغ هنر می‌رویم انگار این گونه است که تو را راضی می‌کند از خودت. هنر یعنی خلق کردن یک چیز جدید. در زمان تخیل زمان برایمان متوقف می‌شود و همه چیز همان‌جا می‌ماند. ما از دل آشوب و از دل ناملایمات زندگی آنها را به تخیل گره می‌زنیم.
تخیل، حس لذت و رهایی در آن عجین است.
تخیل یعنی یک حس جادویی.

در تخیل ما با احساسات سر و کار داریم.
و به وسیله آن، خودمان را عمیق‌تر میشناسیم‌.
تخیل، ما را روبرو می‌کند با خودمان و وجوه مختلف خودمان.
ما در خیال، از ورودی داده‌های‌مان و تجربه زیسته استفاده می‌کنیم.
تجربه زیسته چیزی است که در ما ته نشین شده است. در نوشتن و تخیل، ناخودآگاه‌مان نمود پیدا می‌کند.
تجربه زیسته کتاب‌هایی است که ما خواندیم.
تجربه زیسته آن چیزی است که ما تجربه‌اش کردیم.
تجربه زیسته، فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، انیمه‌هایی است که ما دیده‌ایم.
تجربه زیسته نحوه ارتباط‌مان با دیگران است.
تجربه زیسته آن چیزی است که در ما عمیق است.
وقتی از تجربه زیسته استفاده می‌کنیم یعنی ما داریم خودمان را تکرار می‌کنیم‌.
تجربه زیسته یعنی ما با بخش‌هایی از خودمان روبرو می‌شویم‌.
در خیال‌پردازی، خودمان را عمیق‌تر می‌شناسیم و زاویه دیدمان را نسبت به هر چیز بهتر درک می‌کنیم.
پس خیال پردازی یعنی در اوج زندگی کردن و شگفت زده شدن. خیال پردازی یعنی کنجکاوی و شیطنت. خیال پردازی یعنی خاص بودن.
خیال‌پردازی برای یک نویسنده یعنی سعی کنیم همه چیز را از دید خودمان شخصی سازی کنیم.
ما در تخیل آن بُعد درونمان را میبینم که کمتر به دیگران نشان می‌دهیم.

در خیال پردازی باید دریافت‌هایی داشته باشیم تا بتوانیم خلاق باشیم و یکی از راه‌های خلاق بودن کتاب خواندن زیاد است.
خیال پردازی برای یک نویسنده مثل آمادگی جسمانی قبل از کوهنوردی است.
وقتی که ما کتاب می‌خوانیم انگار ذهنمان ورزیده می‌شود تا بخواهد وارد خیال‌پردازی عمیق شود.
یک خیال پرداز باید مدام وارد تخیلات شود و سعی کند چیزی را با استفاده از دریافت‌های ذهنی‌اش خلق کند. برای این کار می‌توانیم یک دفتر مخصوص کنار بگذاریم و در آن از خیال‌های دریافتی‌مان بنویسیم. نباید فراموش کنیم که خواندن داستان‌ها باعث می‌شود که ما تخیلات بیشتری داشته باشیم.
حالا حتماً نیاز نیست داستان‌های سخت بخوانیم. حتی یک داستان ساده هم به ما اجازه تخیل کردن می‌دهد.

سری هم به اینها بزن.....

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *