تازه نوشته ام داغ بخوانید

دوست دارم…

نگاهِ آغوش وارِ خود دوست دارم لحظاتی برای خود باشم . دوست دارم لحظاتی در خود فرو روم، امّا نه آن فرو رفتنی که با چنگ زدن با رنج

ابرهای چرخنده

در طول جاده‌ای بر روی آسفالت خیابان، لاستیک‌های ماشین چرخش‌وار سنگریزه‌ها را در می‌نوردید و در جاده پیش می‌رفت . سوسو زدن اشعه‌ای در میان ابرهای سپید اشعه‌های طلایی

دل مشغولی‌های فضایِ مجازی

دیالوگ نویسی گفت:« من برای خودم برنامه‌ای نوشتم، امّا نتونستم بهش پایبند باشم .» گفتم:« چرا؟» +:« خب وقتش سراغم نیومد؟» -:« یعنی تو می‌گی نتونستی زمانی رو به

به روزتان چه نمره‌ای می‌دهید؟

دیروز سه شنبه بود . هرروز سرِ ساعت یک ربع مانده به هفت، بیدار می‌شوم تا خود را به لایو استاد کلانتری برسانم. لایو تقریبا ۴۰ یا ۴۵ دقیقه

چگونه سرخورده شویم

گاهی اوقات، یک قضاوت آن چنان ما را به هم می‌ریزد و از پا در می‌آورد که عذابی تلخ در  وجودمان ریشه می‌کند . با آن عذاب نمیدانیم چه 

با تولیدمحتوا کردن چه می‌آموزم

یک نویسنده، انواع و اقسامِ چیزها را می‌نویسد . با نوشتن است که می‌آموزیم . زمانی که می‌نویسم، بسیاری از موضوعات برایم واضح می‌شود . با نوشتن و نشرش،

دوست دارم…

نگاهِ آغوش وارِ خود دوست دارم لحظاتی برای خود باشم . دوست دارم لحظاتی در خود فرو روم، امّا نه آن فرو رفتنی که با

ادامه مطلب »

ابرهای چرخنده

در طول جاده‌ای بر روی آسفالت خیابان، لاستیک‌های ماشین چرخش‌وار سنگریزه‌ها را در می‌نوردید و در جاده پیش می‌رفت . سوسو زدن اشعه‌ای در میان

ادامه مطلب »

چگونه سرخورده شویم

گاهی اوقات، یک قضاوت آن چنان ما را به هم می‌ریزد و از پا در می‌آورد که عذابی تلخ در  وجودمان ریشه می‌کند . با

ادامه مطلب »