لباسِ واژهها
نوشتن یک متن خوب مثل پوشیدن مناسبترین لباسهاست چون وقتی که میخواهی بنویسی، دنبال کلمهای درستتر و زیباتر میگردی مثل لباسی که میخواهد شکلت را زیباتر کند.
نوشتن یک متن خوب مثل پوشیدن مناسبترین لباس است چون زمانی که میخواهی جایی بروی، میگردی و لباس مناسبت را پیدا میکنی. نمیشود یک لباس را در جاهای مختلف بپوشی. مثلا وقتی که به جشنی میروی، نمیتوانی همان لباس را در مراسم رسمی بپوشی. هر مکانی آداب خودش را دارد. در نوشتن هم همینطور است. هر جمله و کلمهای را نمیتوان جای دیگری انتخاب کرد. هر کدامشان مکان مخصوص به خودشان را دارند. هر کلمه باید سرِ جای خودش باشد.
نوشتن یک متن خوب مثل پوشیدن مناسبترین لباس است چون میخواهی لباسی به تنِ واژههایت بپوشانی که دقیقا هماندازه تنشان باشد؛ نه بزرگ باشد و نه کوچک. نه آنقدر کِشَش دهی که زیاد از حد بزرگ شود، نه خیلی گذرا که مثل یک تانک از رویش رد شوی. اول به اندامِ جملهات نگاه میکنی اگر اندامِ پهنی داشت، لباس بزرگتری انتخاب میکنی و اگر لاغرتر بود، لباس کوچکتر یا تنگتری بر آن میپوشانی.
نوشتن یک متنِ خوب مثل پوشیدن مناسبترین لباس است چون وقتی میخواهی به یک جای مهم بروی، وسواس به خرج میدهی تا لباسی را بپوشی که از هر نظر مناسب باشد، مثل:« شکل، رنگ، طرح، نوعِ دوخت، جنس.». در انتخاب وسواس به خرج میدهی چون میدانی چشمها نگاهشان به تو میافتد.
نوشتن یک متن خوب مثل پوشیدن مناسبترین لباس است چون وقتی که لباست نیازی به تعمیر دارد، آن را به یک خیاط ماهر میسپاری تا آن را مثل اولش کند. شاید تو بخواهی نقصش را بپوشانی، آن را پارهپاره کنی و آن وقت است که به درد سطل آشغال میخورَد. تو هم اگر میخواهی متنت را تعمیر کنی باید سراغِ شخصِ کاردانی بروی.
نوشتن یک متن خوب مثل پوشیدن مناسبترین لباس است چون زمان میگذاری، به جاهای مختلف میروی، لباسهای زیادی را پرو میکنی، خودت را خسته میکنی تا لباسی که باب میلت است پیدا کنی. شاید هم در این میان هزینه لباسی که میخواهی بخری زیادی توی چشمت باشد؛ اما وقتی آن را میپوشی حس اعتماد به نفس به سراغت میآید. برای انتخاب کلمه مناسب هم نیاز داری، زمانهای زیادی را صرفش کنی تا در جملههایت جور در بیاید.
نوشتن یک متن خوب مثل پوشیدن مناسبترین لباس است چون وقتی میخواهی لباست را زیباتر کنی، میگردی تا در کنارش چیزی را اضافه کنی تا زیبندهتر شود. شاید یک گل سرخ کنارِ جیبِ کوچک در بالایِ پیراهنت آن را آراستهتر کند. تو هم در نوشتن دنبالِ ابزاری هستی تا چینش متنت را خوشنماتر نشان دهد.
نوشتن یک متن خوب مثل پوشیدن مناسبترین لباس است چون میخواهی حس نیکویی درونت موج بزند، به لباست عطرِ خوشرایحهای میزنی. تو هم برای شمیمِ جملهات واژههایی انتخاب میکنی که رایحهی معطرش تا انتها به مشامت میرسد.
نوشتن یک متن خوب مثل پوشیدن مناسبترین لباس است چون زمانی که آن را پرو میکنی خودت را خوب در آینه ورانداز میکنی تا اشکالی در آن نباشد. جایی دوختش خراب نباشد، اندازه آستینش مناسب باشد. میچرخی و از همه زاویهها به آن در آینه نگاه میکنی، نمیخواهی لباسی باشد که شکل اندامت را بهم بریزد. تو هم زمان نوشتن خوب لباس جملههایت را نگاه میکنی تا بدقواره نباشد.
