تازه نوشته ام داغ بخوانید

روزنوشت: موجودات فرا زمینی

چندهفته‌پیش که منزل مادرم بودم. خواهرم این موضوع را با ما درمیان ‌گذاشت که فرازمینی‌ها به سیاره‌ی زمین خواهند آمد تا به زمینیان از لحاظ فکری کمک کنندو زندگیِ‌انسان‌های

داستان :ملکه اسپرانزا و جادوگر هلیناس۱

ملکه اسپرانزا پنجره‌ی اتاقش را گشود.با چشمان آبی بیکرانش، آسمان سرخ‌گون شهاب باران را که با نورهای آبی نورافشانی می‌کردند را تماشا کرد.موهای درخشان یاقوتی رنگش با هر وزشِ‌بادبه

داستان: نازدیا پری

آهنگ خروس خوان نوید صبحی طلایی و دل انگیز را میداد. او بالهایش را تکانی داد ،پشت گوشش را خاراند و به سوی بیرون از غار پرواز کرد.زمانی که

داستان:گوی ماریامان

نام داستان:گوی ماریامان کوئیلا فقط من از وجود گوی جادویی ماما شیشا اطلاع داشتم.آن هم به صورت اتفاقی بود. روزی وارد خیمه‌ی مادربزرگم شدم. ورود به خیمه‎ی مادربزرگم، بدون

داستان: دشت پروانه ها

از پله ها بالا میروم، صدایی میشنوم، به سمت صدا حرکت میکنم.. وقتی به بالای پله‌ها میرسم، صدا قطع می‎‌شود. صدای خفیفی می‌شنوم. هرچه فکر می‌کنم نمیتوانم تشخیص دهم

داستان: نازدیا پری

آهنگ خروس خوان نوید صبحی طلایی و دل انگیز را میداد. او بالهایش را تکانی داد ،پشت گوشش را خاراند و به سوی بیرون از

ادامه مطلب »

داستان:گوی ماریامان

نام داستان:گوی ماریامان کوئیلا فقط من از وجود گوی جادویی ماما شیشا اطلاع داشتم.آن هم به صورت اتفاقی بود. روزی وارد خیمه‌ی مادربزرگم شدم. ورود

ادامه مطلب »

داستان: دشت پروانه ها

از پله ها بالا میروم، صدایی میشنوم، به سمت صدا حرکت میکنم.. وقتی به بالای پله‌ها میرسم، صدا قطع می‎‌شود. صدای خفیفی می‌شنوم. هرچه فکر

ادامه مطلب »