خانه۱۳۹۹-۱۲-۱۴ ۱۲:۵۹:۰۱ +۰۰:۰۰

تازه ترین نوشته ها

روزنوشت:نویسنده کیست؟

اردیبهشت ۲۹ام, ۱۴۰۰|

اگر بخوام به این سؤال پاسخ بدم که نویسنده کیست باید بگم که نویسنده با عشق و علاقه کاری را انجام میده که بدون حقوق و دستمزد است. یک نویسنده در تنهایی خودش می نویسد. از خودش می نویسه,از آدما مینویسه,از شادی مینویسه,از غم ها مینویسه,از احساس مینویسه,از ناراحتی هاش ...

ماسک

اردیبهشت ۲۵ام, ۱۴۰۰|

به یک کلمه می اندیشید:"ماسک" با خود می اندیشید هر شخصی یک ماسکی بر چهره ی خود زده. شخصی ماسک غم,شخصی ماسک گریه,شخصی ماسک عشق,شخصی ماسک لبخند,شخصی ماسک شادی,شخصی ماسک امیدواری,شخص ماسک ضعیف بودن,شخصی ماسک مذهب,شخصی ماسک دوستی. شخصی ماسک دینداری,شخصی ماسک دانایی,شخصی ماسک فقر,شخصی ماسک یاری دهنده.ماسک هایی که ...

سکوت ناپیدا

اردیبهشت ۲۳ام, ۱۴۰۰|

در کنارم بنشین و غزلی تازه بنوش در میان پیچک های شمعدانی میان سرخی گل ها در میان قل قل های صد سکوت سحرانگیز مردم در فکر قصری شنی , روی ساحل اند اما من در گذر از آبی دریا در سکوت , چای محبت مینوشم.

مقاله:حقیقت و واقعیت

اردیبهشت ۲۲ام, ۱۴۰۰|

پشت صندلی کامپیوتر نشسته بودم و در جستجوی موضوعی در گوگل بودم.در آن لحظه دو موضوع به چشمم خورد که مرا به فکر فرو برد.و آن دو واژه, کلمه ی حقیقت و واقعیت بودند. با خودم گفتم:" مگر این دو کلمه در یک معنا به کار نمی روند؟ اصلا این ...

یادداشت نویسی:یک روز خوب

اردیبهشت ۲۲ام, ۱۴۰۰|

صبح زود از خواب بیدار شدم. خوشبختانه امروز ده دقیقه تونستم زودتر بیدار بشم و خودم را به کلاس آقای کلانتری برسونم. دو روزی بود که کلاس را از دست داده بودم. اما امروز خوشحال بودم که تونستم خودم را به کلاس برسونم . اما  تمرین کلاس ها را انجام ...

روز نوشت: فضای مجازی

اردیبهشت ۴ام, ۱۴۰۰|

امروز روز شنبه است.من از امروز یه تصمیمی گرفتم . دفترچه یادداشتی را برداشتم و در آن تمام اعمال روزانه ام حتی بی اهمیت ترین آنها را یادداشت میکنم و باید هرروزه این مار را انجام دهم و در پایان روز میتونم متوجه شوم چند ساعت به خواندن و نوشتن ...

یادداشت نویسی:فرار

فروردین ۳۰ام, ۱۴۰۰|

گاهی اوقات خسته میشی. اما از چی؟از خودت ،از ذهن شلوغت،از آدما.فقط میخوای جایی بری که تنها باشی.فقط سکوت باشه و آرامش.یه آرامش ماندگار،یه آرامش ماندنی.آرامشی که فرار نکنه تا همیشه در ذهن و وجودت لونه کنه. چرا ما آدما نمیتونیم به اون آرامش واقعی برسیم؟چرا ذهن مون را با ...

پروانه وار

فروردین ۲۱ام, ۱۴۰۰|

در این تسلسل دیوانه وار پروانه وار می چرخم به دور خود. در امواج خیالم میان فوران آتشفشان رویاهایم خیال تو را می جویم. خیالت در ذهنم ریشه کرده ریشه در ذهن دلتنگم غروب دیدار را به نظاره می‌نشیند

یادداشت نویسی: آیا من به رویاهام میرسم؟

فروردین ۱۶ام, ۱۴۰۰|

بعد از حدودا چند هفته دوری از این محیط بالاخره از امروز تصمیم گرفتم به فعالیتم ادامه بدم.اکنون ساعت ۵:۰۵دقیقه ی صبح است. بچه ها خواب هستند.پسر بزرگترم پره های بینی اش باز و بسته میشود و صدایی خفیف از بینی اش برمیخیزد. آسمان سیاه و تاریک است.هوا صاف است.احساس ...