صدای ضعیف گنجشک ها به گوش میرسد. دو پسرم خواب هستند و من ابتدا به دنیای کاغذی پناه بردم و صفحه ی صبحگاهی را در دفترم وارد کردم. سپس کتاب بینایی را برداشتم و آن را ورق زدم . دنیای کتاب ها ناشناخته و شگفت انگیز است و تو را به اندیشیدن وامیدارد.

در صفحه ی ۵۶ این کتاب یک دیالوگ کوتاه نظرم را جلب کرد که اینگونه بود:

مأمور به او تشر زد و گفت:” به هیچ وجه با گفته ی شما موافق نیستم . کسی که با وجدان و آزاد باشد هرگز نمی ترسد و خیلی راحت راستش را می گوید و با سربلندی از این امتحان دستگاه دروغ سنج بیرون می آید.”

زن گفت:” نخیر ما سنگ و چوب نیستیم ,بلکه آدم هستیم , و در وجود هر فردی معمولاً نوعی نگرانی و اضطراب وجود دارد . من معتقدم که ما انسان ها مانند شعله ای ضعیف هستیم که با وزش کوچکترین بادی تهدید به خاموشی می شویم. ما همگی دچار ترس و وحشت هستیم.”.

این مکالمه ی کوتاه مرا به فکر فرو برد:” خیلی از ما انسان ها ,خود را شجاع و راستگو می پنداریم . اما در واقع زمان هایی برای همه ی ما پیش آمده که دچار ترس شده ایم و یا از بیان حقیقت سرباز زده ایم و حقیقت را پنهان کرده ایم . افراد به دلایل مختلف این اعمال را انجام میدهند که دلایل خود را دارند و در زندگی همه ی انسان ها پیش آمده . اما اینکه بخوای مدام به این عمل دست بزنی کاری ناشایست است.”

حالا یک سؤال :”آیا سیاستمداران انسان هایی راستگو هستند؟”.

اگر بخوام به این سؤال پاسخی صریح بدم. باید بگویم “نه.” سیاستمداران نیز بسیاری از حقایق را کتمان می کنند . اگر قرار بود در هرچیزی شفاف سازی کنند و شاید هرج و مرج همه جارا فرا می گرفت. حالا یک سؤال در ذهنم نقش بسته است :” آیا مردم به دولت اطمینان دارند؟”.

این یک نظری شخصی است . اما در این شرایط بحرانی که مردم با انواع مشکلات دست و پنجه نرم می کنند ,به درستی نمیتوانم به این سؤال پاسخ دهم.به نظرم شرایط به گونه ای شده که رنج و ناامیدی کشور را در برگرفته. حال تا چندوقت دیگر نیز انتخابات ریاست جمهوری است و من نمیتوانم پیش بینی کنم چگونه پیش خواهد رفت. عده ای از مردم مخالف انتخابابت هستند و عده ای نیز موافق انتخابات هستند.

دو موج شکل گرفته است. عده ای که شعار نه به اتحخابات سر داده اند بر این باور هستند که رأی هایشان هیچ سودی برایشان ندارد و در شرلیط کنونی کشور هیچگونه تغییری شکل نخواهد گرفت و اما گروه دوم که شعار ما رأی خواهیم داد و رأی دادن حق طبیعی و مسلم ماست  , میدهند. و میدانم به پای صندوق رأی خواهند رفت و رأی خود را در صندوق رأی خواهند انداخت .

من رسانه ی تلویزونی را دنبال نمیکنم . اما چند بار که همسرم شبکه ی دو را زد .در آن لحظه اخبار نشان میداد که خبرنگار یا گزارشگران در میان مردم هستند و در مورد انتخابات سؤال می کنند و همه ی اشخاصی که به این سؤال پاسخ میدادند,جوابشان به این سؤال مثبت بود.

کاش همیشه این عمل صورت بگیرد  خبرنگار نیز به میان مردم برود و از آنها سؤال کند :”آیا از شرایط کنونی راضی هستید؟دغدغه ی تان چیست؟چه انتظاراتی از سران مملکتی دارید؟چه پیشنهادی دارید؟و خیلی از سؤالات دیگر.”

و مردم بدون دغدغه به سؤالات پاسخ می دادند. کاش حالا که تا این حد برای انتخابات نظر مردم برایشان اهمیت دارد . پس از انتخابات نیز نظرات مردم برایشان اهمیت داشته باشد. کاش به حرف های مردم  و درد و دل و رنج هایشان بیشتر اهمیت قائل میشدند . کاش کاری میکردند تا مردم از آنها احساس رضایت داشته باشند و این موج نارضایتی شکل نمی گرفت.

کاش بیشتر در میان این مردم میرفتند و رنج هایشان را جویا میشدند و سعی میکردند ,مشکلاتشان را حل کنند.تا چه زمانی باید مشکلات ادامه داشته باشد؟ تا چه زمانی باید مردم ناراضی باشند اما با اینحال نتوانند حرفی بزنند و مهر سکوت بر لبهایشان بزنند.

بسیاری از مردم به سختی روزشان را به شب میرسانند.اگر تا این حد انتخابات مهم است. خب پس مردم چه؟

چه چاره اندیشی برای آنها خواهد شد؟آیا رنج های مردم کشورم پایان پذیر است؟ یا روز به روز بر مشکلاتشان افزوده میشود.من آرزو میکنم :”این بار شخصی که بر مسند ریاست جمهوری مینشیند فردی دلسوز باشد و با جان و دل برای از میان برداشتن مشکلات مردم قدم بردارد و مشکلات را یکی پس از دیگری از میان بردارد.”

ما مردم دلسوزی داریم . که خود را با شرایط کنونی وفق دادند و در بسیاری از بحران هایی که در کشورم پیش آمده, یار و همراه مردم آسیب دیده بودند.

ای کاش سران مملکت بیشتر یار و همراه مردم باشند و بیشتر حواسشان به مردم و قشر آسیب پذیر جامعه و طبقه ی کم درآمد و فقیر باشد. به امید روزی که تمام مشکلات کشورم از بین رود و موج رضایت در کشورم شکل بگیرد و لبخند بر لب همه ی مردم کشورم باشد. به امید این روز و امیدوارم تا این روز زمان زیادی نباشد.