اگر بخوام به این سؤال پاسخ بدم که نویسنده کیست باید بگم که نویسنده با عشق و علاقه کاری را انجام میده که بدون حقوق و دستمزد است. یک نویسنده در تنهایی خودش می نویسد. از خودش می نویسه,از آدما مینویسه,از شادی مینویسه,از غم ها مینویسه,از احساس مینویسه,از ناراحتی هاش مینویسه و از هرچیزی که فضای ذهنیش را اشغال کرده.

یک نویسنده تنهاست . نه از این لحاظ که احساس تنهایی میکند.از این لحاظ که زمانیکه قلم را در دستانش میگیرد و مشغول نوشتن میشه, در دنیای تنهای خود و در سکوت می نگارد.

یک نویسنده رنج میکشد تا بنویسد. نوشتن آسان نیست. باید خون دل بخوری, رنج بکشی تا بنویسی. من که نویسنده ی تازه کاری هستم. مدام نوشتن را به تعویق می اندازم. دوست دارم بنویسم . اما یه چیزهایی در مغزم مرا از نوشتن باز میدارد.زمانی که نمی نویسم, عذاب وجدان می گیرم. اما باید این حرف استاد کلانتری را فراموش نکنم که به ما گوشزد کرد هر چه قدر هم که از نوشتن سرباز بزنید و از آن دوری کنید . زمانی که این اندیشه در ذهن تان ریشه دواند از همان لحظه شروع به نوشتن کنید.نوشتن آسان نیست. نوشتن درد دارد. نوشتن رنج و مشقت زیاد دارد , زمانی که به عرصه ی نوشتن قدم می گذاری باید سختی آن را به جان بخری.باید از خیلی چیزها بگذری.باید فقط و فقط به هدفت که نوشتن است فکر کنی.

از همین لحظه باید شروع کنی. شروع کنی به نوشتن . امروز باید یک تکه کاغذ برداری و در آن بنویسی. لابد به خودت میگویی :”چه بنویسم؟” خب در آن تکه کاغذ میتونی در مورد هدفت بنویسی . یک کلمه انتخاب کنی و همان یک کلمه را در کل تکه کاغذ تکرار کنی و آن را آن قدر تکرار کنی که در ذهنت خانه کند.

باید سختی این راه با تمام وجود پذیرا باشی, می دانم سخت است,اما فراموش نکن که باید این سختی ها را تحمل کنی تا به هدفت برسی.

باید دفتری فراهم کنی و همه ی آن کارهایی که در طول روز انجام میدهی را در آن یادداشت کنی.

در پایان روز زمانی که دفتر را ورق میزنی ,میتونی متوجه بشی که چه مقدار از زمانت را به نوشتن تخصیص دادی.

امروز زمانی که در دوره ی سمپوزیوم شرکت کردم متوجه شدم نجف دریا بندری هم حتی این دغدغه ی نوشتن و اضطراب نویسندگی را داشته .

من گاهی اوقات احساس میکنم . هیچ استعدادی در این راه ندارم و خود را با بسیاری از افراد مقایسه میکنم.اما به قول استاد نباید ناامید بشیم و خودمان را با بسیاری از افراد مقایسه کنیم.به عنوان مثال  شخصی که تازه کار است,نباید خود را با فردی که زمان زیادی را در این حوزه تلاش کرده , مقایسه انجام داد . چون او بیشتر مسیر را طی کرده است.

باید به مسیر خود ادامه دهیم و رنج بکشیم و تلاش زیاد انجام دهیم تا موفق شویم . نباید در این راه ناامید شویم. باید سحرخیز باشیم و کاهلی را فراموش کنیم و تا جایی که میتوانیم بخوانیم و بنویسیم و اطلاعات زیادی به دست آوریم.

استاد کلانتری می گفت:” برای نوشتن یک مقاله باید زحمت زیاد بکشید ,نباید به دریافت های ذهنی اکتفا کنیم. باید تا جایی که میتوانیم اطلاعات کسب کنیم . تا حدی اطلاعات به دست آوریم تا ذهن مان خسته شود تا جایی که در ذهن مان چیزی باقی نماند. پس من هم تا جایی که میتوانم و جان در بدن دارم, باید بنویسم ,مطالعه کنم. باید مغزم را سرشار از اطلاعات کنم تا جایی که مغزم احساس خستگی کند . در واقع مغزم را باید از حجم اطلاعات پر کنم. نباید به همان چیزهایی که در ذهنم است اکتفا کنم.

باید لحظه به لحظه بر حجم اطلاعاتم بیافزایم.نباید به هیچوجه تسلیم بشم.یکی از مسائلی که دغدغه ی نوشتن را از من میگیرد . همین مسئله ی فضای مجازی ست که باید برای آن راه حلی پیدا کنم. باید مانند نجف دریا بندی خیلی راه ها را در مسیر نوشتن کشف کنم تا این اضطراب و استرس در راه نوشتن را از بین ببرم. باید آن قدر بنویسم ,تایپ کنم و پاک کتم و کاغذ نوشته هایم را پاره کنم تا به هر حال یاد بگیرم . تا نوشتن اصولی را یاد بگیرم . تا بتوانم بر اضطراب نوشتن غلبه کنم. باید راهی پیدا کنم تا شوق نوشتن در وجودم بیشتر شود و مطمئنم در این راه موفق خواهم شد و حتما نویسنده ی موفقی خواهم شد . خب پس باید به خودم بگم :”تا میتوانی بنویس. بنویس و بنویس.”