نوشتن وخیالِ گرم

گاهی اوقات فراموش می‌کنم نباید خیالی سرد را در ذهنم بپرورانم .
گاهی اوقات فراموش میکنم با اندیشیدن به خیالی سرد، آن ار پَروارش میکنم.
گاهی اوقات دچار نسیان می‌شوم جایِ آنکه در خیالاتی پریشان غوطه بخورم، باید ذهنم را آرام کنم.

جایِ آنکه افکارِ ناهمگونِ غمین را در خود راه دهم، آن‌ها را با خیالی خوش بسپارم.
اما تنها چیزی که می‌تواند مرا از این دورِ باطل خارج کند، نوشتن است.
نوشتن، لبخندی بر دهانِ ذهنم می‌نشاند.
نوشتن، دستِ مغزم را میگیرد و مرا در هوایِ دلنشینِ جهانی گرم پرواز می‌دهد.
نوشتن، جهانم را در امیدواری‌هایِ سپید، سبز می‌کند.
نوشتن، بال‌هایی جادویی به من می‌دهد تا با آنها از زمینی خاکستری به زمینی روشن اسباب کشی کنم.
نوشتن، دوست داشتنم را در من جای می‌دهد.
نوشتن به من اُمید و جرأت می‌دهد.
نوشتن زمزمه‌هایِ خوش قریحه‌ای را در جانم می‌آمیزد.
مکتوب کردن دگردیسی است.
تحریر کردن، پوستینی از غم و یأس را از جانم بیرون می‌کند و ردایِ ابریشمینِ مطلایِ اُمید را در تنم می‌افکند.
نوشتن، مرا از تعلقِ فسیلِ ناهمگونِ سردی نجات می‌دهد.
نوشتن، باطنش، مرا شیرین نگاه می‌دارد.
نوشتن، وهمِ اشکِ یأس را از تنم پاک می‌کند.
جانِ نوشتن، مرا در سبزی‌های پرعطشِ مِهر، جا می‌اندازد و زنده نگاه می‌دارد.
در کل بگویم، مرا در تقلاهای امیدوار، ریشه‌دار می‌کند.

دوست عزیزم اگر دوست داری به جهان نوشته‌هایم در تلگرام سر بزنی و در سرزمینم مهمان شوی، روی این لینک کلیک کن❤️

https://t.me/donyaye_neveshtanie_man

مرا در فضای مجازی اینستاگرام نیز میتوانی بیابی و نوشته‌هایم را لمس کنی

@nademmarzieh

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *