بادبادک باز

یکی از رمان‌های مورد علاقه‌ام که در میانِ کتاب‌هایم به آن علاقه شدیدی دارم، رمانِ بادبادک بازاست.

من هرچند قت یکبار آن را برمیدارم و تورقی بر صفحه‌ی کتاب می‌زنم و صفحاتش را می‌خوانم.

بادبادک باز

رمان بادبادک باز اولین رمان انگلیسی از نویسنده افغانی_ آمریکایی  خالد حسینی است که به تحولات نظام سیاسی و تأثیر آن بر زندگی مردم افغانستان در دهه‌های پرآشوب اخیر می‌پردازد. این اثر پس از انتشار توانست توجه مردم و  منتقدان را به خود جلب کند.

در سال ۲۰۰۶ اثری سینمایی به تهیه کنندگی” سم مندس” مشهور از آن ساخته شد.

کارگردانی اثر نیز بر عهده‌ی مارک فورستر آلمانی است.

بادبادک باز روایت دوستی امیر و حسن – فرزند خدمتکار خانه – است که با فراز و نشیب‌های زندگی سیاسی اجتماعی افغانستان در دهه‌های اخیر روایت می‌شود. خانواده امیر که به دلیل ایجاد نیروهای طالبان مجبور به ترک وطن خود می‌شوند، راز مگویی در کابل بر جای می‌گذارند. امیر سال‌ها بعد و در اوج حکمرانی  نیروی طالبان مجبور می‌شود به افغانستان مظلوم بازگردد تا حق این راز را بر خود کشف کند.

رمان بادبادک باز، داستان افغانستان است، داستان شیعه و سنی، داستان هزاره‌ای و افغانی.

هزاره‌ای بودن که گویی در افغانستان جرم است و نفرت از هزاره را توسط برخی از شخصیت‌های داستان بیان می‌کند.

داستان، داستانِ امیر و حسن است.دو دوستی که با یکدیگر در یکخانه به دنیا آمدند و بزرگ شده‌اند و قد کشیدند. اما یک خیانت امیر و حسن را از هم جدا می‌کند. در این رمان از کودکی تا بزرگسالی‌شان روزگارهایی سپری شده است. داستان اندکی نیز از طالبان می‌گوید و از جنایتی که بر افغان‌ها کردند. از قتل و غارت می‌گوید به جرم نامسلمان بودن.

و از فرارِ مردمی می‌نویسد که از وطنشان به کشورهای دیگر پناه بردند وبه زندگیِ سخت‌شان  نیز پس از پناهندگی می‌پردازد.

داستان پر از تلخی و گزند است. پر از ناباوری از خیانت، تربیت فرزند و عشق،نفرت و حسادت، ترس و شجاعت، دوست و دشمنی، جنگ، پناهندگی و امید.

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *