بهانه‌های نویسندگی را چگونه قورت دهیم

بیشتر اوقات بخاطر بهانه‌های نویسندگی که مغزمان آنها را برای‌مان مرور می‌کند از نوشتن دست می‌کشیم. بهانه‌های مختلفی را برای خود می‌شماریم و آن را در ذهن‌مان مرور میکنیم و به این نتیجه می‌رسیم که نباید به نوشتن بیاندیشیم. زیرا تصور میکنیم نوشتن آرزویی محال است.

به نظرم اولین چیزی که به ذهن شخصی‌که علاقه به دنیای نوشتن دارد، او را می‌ترساند و رنجش می‌دهد، موضوع استعداد است. با خود میگوید:«آیا من استعداد دارم یا نه؟»

بهانه‌های نویسندگی در استعداد

ظاهرا خیلی از نویسندگان اگر فقط خیالشان آسوده شود که استعداد دارند، نگرانی‌های‌شان رفع می‌شود. آن‌ها می‌ترسند که وقت‌شان را سال‌ها برای نوشتن صرف کنند و بعد در انتهای جاده متوجه شوند که آنها هرگز نویسنده نبودند و تمام این مدت استعداد نداشتند.

جودی دلتون در کتاب بیست و هشت اشتباه نویسندگانش می‌نویسد:«نسبت انگیزه و استعداد در نویسندگی پنجاه پنجاه است.»

لارنس بلاک نیز می‌گوید: «من میتوانم به هنرجویانم بگویم که استعداد دارند یانه، اما نمی‌توانم بگویم بی‌استعداد هستند. آری نمی‌توانم بگویم بی‌استعدا هستید، فقط می‌توانم بگویم استعدادشان هنوز آشکار نشده است.»

شما اگر به آموزشگاه رانندگی بروید، هیچگاه به شما نمی‌گویند استعداد دارید یا نه؟ بلکه با یادگیری اصولی،تمرین مداوم، تکرار، تمرکز و استفاده از تجربیات دیگران آن را می‌آموزید. نویسندگی نیز اینگونه است. با یادگرفتن اصول، تمرین و تکرار مستمر و تمرکز می‌توان در آن رُشد کرد.

حال که به این موضوع پی بردیم، باید در پیِ پاسخ به این سوالات باشیم:«چگونه  نویسنده‌ی موفقی شویم؟ نخستین گام برای شروع نویسندگی چیست؟ چه کتاب‌هایی را برای فراگیری دانش نویسندگی مطالعه کنیم؟» و سوالاتی درست از این نوع که پاسخ به آنها نویسندگی‌مان را جهت دهد.

بهانه‌های نویسندگی و انتظار برای ایده

بسیاری از اوقات برای‌مان پیش آمده است که دست‌مان را زیرِ چانه‌ی مان می‌اندازیم و منتظر می‌شویم تا ایده‌ای به ذهن‌مان خطور کند و با خود می‌گوییم:« ایده‌ای برای نوشتن نداریم.» تصور می‌کنیم ایده‌ها باید حاضر و آماده باشند. بنابراین از نوشتن طفره می‌رویم. به این جمله نیز اعتقادی نداریم:«باید شروع به نوشتن کنیم تا قلم به ذهن‌مان جهت دهد و کلمات بر روی صفحه‌ای بنشیند.»

شاهین کلانتری در کتاب شاهراه تأثیرگذاری مینویسد:« اگر می‌خواهیم به نویسنده‌ای پرکار و حرفه‌ای تبدیل شویم، نباید صبر کنیم. ایده را حین نوشتن می‌سازیم. انتظار برای ایده زندگی را زهرمارمان می‌کند. زیرا دیگر نمی‌توانیم روی هیچ کارِ دیگری درست و حسابی تمرکز کنیم. به نوشتن اعتماد کنیم. سوژه را حین نوشتن کشف کنیم. با مقداری آزاد نویسی شروع کنیم و از خودِ نوشتن بخواهیم ایده‌ی مناسب را در اختیارمان بگذارد.»

شاید این مطلب برای‌تان مفید باشد:ایده‌های ناب برای نوشتن را چگونه پیدا کنیم

خیال‌بافی در نتیجه‌ی کار

زمانی‌که مینویسیم، فقط به خود متن فکر کنیم. بسیاری از ما، قبل از نوشتن به نتیجه‌ی کار می‌اندیشیم:

اگر آن چیزی که می‌نویسم را کسی نخواند چه؟

آن چیزی را که مینویسم، خوب از آب در نخواهد آمد؟

کسی به نوشته‌هایم توجهی نمیکند؟

اگر شخصی نوشته‌هایم را ببیند، درموردش چه فکری‌میکند؟

آن چیزی را که من نوشتم خیلی عالیست و افراد زیادی مشتاق خواندنش می‌شوند.

و هزاران نشخوارِ ذهنی مثبت و منفی که فرآیند نوشتن را کند می‌کند و گاهی ما را از نوشتن باز می‌دارد.

نباید در شکست و موفقیت کارمان خیال‌پردازی کنیم. بلکه بهتر است فقط درباره‌ی نوشته‌ی مان فکر کنیم. قوه‌ی تخیل‌مان را صرف نوشتن کنیم. فکر کردن به نتیجه، ما را از خودِ کار دور می‌کند.

انتظار برای مکان و شرایط عالی

بارها شنیدم که بسیاری از نویسندگان می‌گویند:«جای ساکتی برای نوشتن ندارم.» یا «میز ندارم» یا «هرگاه ذهنم آرام باشد باید بنویسم. فعلا دغدغه‌های فراروانی دارم.» یا«فعلا فرزندانم کوچک هستند، من نمیتوانم.»

اما جوابی که همه‌‌ی آنها می‌توانید بدهید اینست که انتظار برای پیداکردن جا و شرایط عالی مثل منتظر الهام ماندن است .

اینگونه بهانه‌ها نوعی وقت تلف کردن است و هیچ‌وقت نمیگذارد شما دست به قلم بزنید.

ممکن است فرزند کوچک‌تان دفتر‌های تان را بردارد و یا هنگام نوشتن از شما خواسته‌های بسیاری داشته باشد. من نمیگویم آسان است. اما این را هم می‌خواهم بگویم که در هیچ جای زندگینامه نویسندگان بزرگ نیامده است که آنها از بهترین امکانات نوشتن برخوردار بوده‌اند. آنها برای نوشتن شور و اشتیاق فراوانی داشتند. آنها با هروسیله‌ای که در اختیار داشتند و تحت هر شرایطی مینوشتند.

اگر در پیِ مکان ساکتی باشیم، تا نوشتن را با آرامش آغاز کنیم، هیچ‌گاه این شرایط پیش نخواهد آمد. من بیشتر اوقات در میانِ شیطنت‌های بچه‌گانه‌ی فرزندانم می‌نویسم. گاهی اوقات که متنی را تایپ میکنم و یا در دفترم متنی می‌نویسم، برای آنکه به خواسته‌ی فرزندانم پاسخ دهم، چندین بار بر می‌خیزم، اما سپس نوشتن را ادامه می‌دهم.

چه امکانات شما برای نوشتن مطلوب باشد و چه نباشد، نباید هدف اصلی‌تان یادتان برود:«وقتی تا حد توان شرایط مطلوب را برای خود فراهم کنید، هروقت و هرگونه که دلتان بخواهد، می‌توانید بنویسید.»

 باید به نوشتن متعهد باشیم. سخت و مداوم کار کنیم.

بازنویسی‌های مداوم در حین کار

یکی از مسائلی که افراد در هنگامِ نوشتن مرتکب می‌شوند اینست که به سطرهای پیشین بازمیگردند تا جملات یا کلماتش را اصلاح کنند. اما باید طاقت بیاوریم، متن‌مان را بنویسیم و وقتی آن را به اتمام رساندیم. از روی متن با صدای بلند برای خود بخوانیم تا متوجه اشتباهاتش شویم. آن موقع است که می‌توانیم دست به کار شویم و متن‎مان را ویرایش کنیم.

کمبود وقت

بسیاری از ما با خود می‌گوییم:« من زمانی برای نوشتن ندارم و وقت نمی‌کنم بنویسم.»

ما اعمال متفاوت و مختلفی را در طی روز انجام میدهیم که برخی از آنها نیز اتلافِ وقت است.

ما اگر قصد داشته باشیم  در طول روز ساعاتی را به نوشتن اختصاص دهیم، باید نوشتن جزء اولویت‌های اصلی‌مان باشد و در میان انجامِ وظایفِ  روزمره زمانی را برای نوشتن خالی کنیم تا در آن زمان بدون هیچ‌گونه حواس‌پرتی بنویسیم .دراین زمینه نیز باید عادت‌های درستی را برای استمرار در نوشتن برای خود ایجاد کنیم و سبک زندگی نویسندگی خاصی را برای خود ایجاد کنیم.

شاید این مطلب برای‌تان مفید باشد: زمان‌هایی برای نوشتن، اولویت در نویسندگی

شاید این مطلب را بپسندید:چگونه عادت‌زدایی کنیم

محدودیت در سن

برخی از افراد تصور میکنند باید در سن خاصی بنویسند. برخی سن‌شان را دلیلی می‌دانند تا از نوشتن باز ایستند.

من ابتدا که وارد عرصه‌ی نوشتن شده بودم، تصور می‌کردم من در زمانِ درستی وارد این عرصه نشدم و باید زودتر از این‌ها برای علاقمندیم گام برمیداشتم. گاهی اوقات نیز افسوسِ زمان‌های از دست رفته‌ام را می‌خوردم. اما وقتی به آثار برخی از نویسندگان نگاهی انداختم، متوجه شدم سن یک عدد است و اهمیتی ندارد که از چه سنی علاقمندی‌هایم را دنبال کنم.

به عنوان مثال:جین آستین در سن ۲۱ سالگی و مارگارت دوراس مشهورترین اثرش را در ۷۰ سالگی نوشت و مهم‌تر از همه ژوزه‌ساراماگو  اولین رمانش را در سن ۵۵ سالگی به نگارش در آورد.

به این مسأله نیز پی بردم که من در این سن تجربیات بسیاری اندوخته‌ام و میتوانم در دنیایِ نویسندگی از آنها بهره بگیرم.

بنابراین هیچ سنی برای شروع نویسندگی دیر نیست.

نویسندگیِ دیربازده

اگر تصور میکنیم که نویسندگی کار آسانی است سخت در اشتباهیم. ما باید زمان‌های زیادی را قلم‌فرسایی کنیم و تنها ابزار کارِمان نیز  قلم، کاغذ و کلمه است.

نوشتن صبوری می‌خواهد. اگر بدنبال کاری زودبازده هستیم، دورِ نویسندگی را باید خط بکشیم و به نظر من رشد و تمایز در هر هنری زمانبر است. پس نباید عجله کنیم. باید هرروز نوشتن را تمرین کنیم. در این عرصه موضوعات مختلف را یاد بگیریم. مهارت کسب کنیم تا قدمی رو به جلو برداریم. مسیر نوشتن آنقدر شیرین و جذاب است که تلخیِ اندکی دیر رسیدن را جبران می‌کند.

سخنِ آخر:

برای انجام ندادن یک کار می‌توان بی‌نهایت دلیل تراشید و هرکدام از این بهانه‌ها می‌تواند ما را از ادامه‌ی راه بازدارد.

اگر به نوشتن اشتیاق داریم، باید چراییِ نوشتن و علاقه و تلاش را با یکدیگر گره بزنیم تا قوی‌ترین بهانه‌ها هم نتوانند مانع رشدمان شوند.

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *