چگونه سرخورده شویم

گاهی اوقات، یک قضاوت آن چنان ما را به هم می‌ریزد

و از پا در می‌آورد که عذابی تلخ در  وجودمان ریشه می‌کند .

با آن عذاب نمیدانیم چه  کنیم؟

عذابی در دست

آن را در دستان‌مان می‌گیریم و با خود حمل می‌کنیم .

آن لحظات، تلخ و کند در وجودمان سپری می‌شود.

آن لحظاتِ دشوارِ کُند، ما را تعیین می‌کنند .

در آن لحظات، ذهنِ وول خورده‌ی مان، گول‌مان می‌زند که اشکی بر صورت‌مان نقاشی شود .

در ناراحتی عمیقی فرو ببردمان و سراپا داغیِ سرد و یکنواختی شویم .

لحظاتِ حلقه شده

در آن لحظات است که در ناامیدی غرق می‌شویم .

در آن لحظات است که ضربات چکش وار بر وجود تکه‌تکه شده‌ی مان، می‌زنیم .

در آن لحظات است که در حلقه‌ی زمین و زمان شکوه وار فرو می‌رویم .

در آن لحظات است که در گوشه‌گیری، زانویی را در غم بغل می‌کنیم .

در آن لحظاتِ ناامیدی است که امیدوارانه، سنگدلانه می‌رنجیم .

در آن لحظات است که  گذرِ عقربه‌های ساعتِ عمرمان را فراموش می‌کنیم .

در آن لحظات است که حرفی تلخ را در ذهن‌مان پر و بال می‌دهیم .

در آن لحظات است که تلخی سنگینی بر وجودمان وزنه می‌شود .

در آن لحظات است که در خود تحقیرانه،خُرد می‌شویم .

در آن لحظات است که بیقرار در پیِ گذرِ عقربه‌ی زمان هستیم .

امّا نمیدانیم آن عقربه‌ها در دستانِ خودمان هستند و ما آن را تکان‌شان می‌دهیم و به حرکت در می‌آوریم‌شان .

 

 

باید تکانی به خود دهیم .

از جای‌مان برخیزیم، فنجان چایِ گرمی در دست‌مان بگیریم تا عطشِ آرامش در تن‌مان رخنه کند .

و یا آهنگی ملایم را گرم گوش دهیم، چشمان‌مان را ببندیم و به سرزمینِ زمزمه‌ای آرامش‌بخش سفر کنیم .

و یا دستان خود را بگیریم، از جای‌مان برخیزیم و

در طلوعی زرین گام‌هایی روشن برداریم تا چشمان‌مان تلألؤ خورشیدِ گرم را در آغوش بگیرد .

باید کاری کنیم تا ذهن‌مان در جایی غمگین، ماندگار نماند .

باید به این جمله ایمان داشته باشیم:« ما قوی‌تر از افکارمان هستیم.»

باید از برخی آدمیان و حرف‌های چرخنده‌ی تلخ دوری کنیم، چون آنها بر ما سنگینی می‌کنند .

 

 

 

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *