روزنوشت:انتشار

خود را گاهی اوقات شکنجه می‌دهیم و با خود می‌اندیشیم:”نوشته‌های‌مان ارزش انتشار ندارند.”

بسیاری از افکارمان در لایه‌لایه‌های ذهنی‌مان خاک می‌خورند و اندک‌اندک به دستِ فراموشی سپرده می‌شوند.این مسئله‌ی ترس از انتشار ما را از نوشتن و دیده‌شدن باز میدارد.

اما زمانی که تصمیم میگیریم،تراوشات ذهنیِ خود را باقلم به صفحه‌ی کاغذی انتقال دهیم و سپس بخشی از نوشته‌هایِ‌مان را در فضایِ وب منتشر کنیم،گام بزرگی برداشته‌ایم.

همیشه برداشتن اولین گام سخت است.زمانی که گام اول را برمی‌داریم،راه برای‌مان هموار می‌شود و در پیِ آن گامهای دیگر را به دنبال دارد.

من به‌عنوان یک نویسنده دوست دارم هر آنچه که در افکارم میدرخشند،در فضای وب منتشر کنم.

من سعی در آگاه شدنِ خود دارم و سعی میکنم قدم‌های مثبت و شایسته‌ای بسویِ‌رشد فردی خود بردارم و  در هر مسأله‌ای که به آگاهی میرسم،علاقمندم که دیگران نیز به آن رشد و آگاهی دست یابند.

نباید از کنار هیچ مسأله‌ای به‌راحتی عبور کنیم. هر مسأله‎ای میتواند موضوعی برای نوشتن دربرداشته باشد.

من با نوشتن به خیلی از مسائل پی‌بردم و از طریق آن به شناختِ خود دست یافتم و هرگونه شناخت از خود را در فضای وب در اختیار دیگران قرار میدهم.

یک مسأله‎ی دیگر نیز اینست که ما از نوشتن نیز هراس داریم ،نوشتن را به تعویق می‌اندازیم و آن را به زمان‌های دیگری موکول میکنیم و به‌دنبال شرایط و موقعیت ایده‌آل هستیم تا فرصت بهتری برای نوشتن پیدا کنیم.

اما باید به این موضوع توجه داشته باشیم تا زمانی که از قلم‌مان بترسیم و به‌دنبال کلمات و جملات بهتری بگردیم،هیچگاه این زمان پدید نمی‌آید.

دلیل اصلیِ ترس در وجود خودمان است.

یادم می‌آید یک مربی نویسندگی داشتم،او مدام از نوشته‌هایم ایراد می‌گرفت و انتقاد میکرد و انتقادهایش باعث شده‌بود،من از نوشتن دوری کنم.به مدت چندماه قید نوشتن را زده بودم. اما زمانی که در فضای وب با استاد دیگری(شاهین کلانتری) آشنا شدم،او مرا تشویق به نوشتن کرد.

ابتدا هنوز آن ترس در ذهنم وجود داشت. من تصور میکردم که نمیتوانم. اما زمانی‌که قلم را در دستم گرفتم و شروع به نوشتن کردم،دلهره و ترسم تبدیل به اشتیاق شد.

من تصور میکردم که نمیتوانم.درست است زمانی‌که من درمورد موضوعی ذهنیتی داشته‌باشم،همان ذهنیت و تفکر نیز به وقوع می‌پیوندد.

زمانی من تغییر میکنم که ذهنیتم نیز تغییر پیدا کند.

پس تفکرم را تغییر دادم تا خود نیز تغییر کنم.از آن زمان ،زمان زیادیست که می‌گذرد.حال به قلمم بسیار وابسته هستم،در هر زمانی و در هرموقعیت و یا در هر مکانی دوست دارم بنویسم.

نوشتن را مرهم و محرم خود میدانم.گاهی اوقات مهارتِ خود و قلمم را با برخی از دوستانم مقایسه میکنم. اما حال به این نتیجه رسیدم که نباید خود را با کسی مقایسه کنم. من فقط باید خود را با خودِ قبلیم مقایسه کنم و باید تمام تلاش خود را کنم تا هرروز از منِ قبلی فاصله بگیرم و ورژن جدید و مثبتی از خود بسازم.

 

 

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *