چگونه مسیر عصبی مغزمان شکل می‌گیرد و فعال می‌شود؟

در مغزِ ما هزاران میلیارد نورون و سلولِ‌مغزی وجود دارد.

همان مغزی که فکر می‌کنیم،ظاهرِ کوچکی دارد.

وقتی قصدداریم،چیزی یاد بگیریم، باید بینِ سلول‌هایِ مغزی ارتباطی برقرار شود.

تعریف مسیر عصبی:مغز ما فرماندهی و سازماندهی تمام کارهای بدن را انجام میدهد و تلاش میکند با کمترین انرژی ،این فعالیت را انجام دهد،به همین جهت زمانی که میخواهیم فرآیندی را یاد بگیریم در ابتدا انجام اینکار برای مان سخت و دشوار بوده،اما بعد از گذشت مدتی به راحتی و با کمترین میزان انرژی،آن فعالیت را انجام دهیم.

مسیر عصبیِ اکنون‌مان با گذشته متفاوت است.

حال این سؤال پیش می‌آید که چگونه این مسیر عصبی فعال می‌شود؟

درصورتی که ما تلاش کنیم و تلاشِ‎مان همراه با تمرین و تکرار باشد این مسیر عصبی فعال می‌شود.

کمالگرایی باعث می‌شود مسیر عصبی کُند شود و انتقال اطلاعات نیز کُند صورت بگیرد. این امر زمانی اتفاق می‌افتد که هدفِ‌مان را به‌تعویق بیاندازیم و قصدِ عملی کردنِ دانسته‌های مان را نداشته باشیم.

زمانی که می‌خواهد مسیر عصبی شکل‌بگیرد،مغز میگه:” بی‌خیال شو!”

چون انتقالِ اطلاعات سخت شکل می‌گیرد.

حال یک سؤال:چه عملی می‌توانیم انجام دهیم تا مسیر عصبی خوب شکل بگیرد؟

باید بر دانسته‌های قبلیِ‌مان بیافزاییم،مهارت جدید یاد بگیریم، جملاتِ جدید بخوانیم،روزانه ساعاتی را صرفِ یادگیری نماییم.

این اعمال چه تأثیری بر مغز دارد؟

این اعمال باعث می‌شود که مغز به چالش کشیده‌شود.. زمانی که مغز با یک موقعیتِ جدید روبرو می‌شود،به‌سختی می‌تواند این مسیرِ عصبی را طی کند.

حال سؤال دیگری پیش می‌آید که چه مسأله‌ای باعث می‌شود که ساختار مغز تغییر کند؟

زمانی که ما برروی مسائلِ جدید تمرکز کنیم و سپس بر آن مداومت ورزیم و سپس مهارتِ جدید را تمرین کنیم و یادگیری را تبدیل به یک عادت نماییم. این مسأله باعث پیشرفتِ‌مان خواهدشد و یادگیری و تمرین ساختارِ مغز را تغییر می‌دهد.

چیزی که به ذهن‌مان فشار می‌آورد مسئله‌ی مثبتی است و می‌تواند باعث تفکر و رشدِ ما شود و راجع به موضوعات عمیق‌تر بیاندیشیم.

باید تمرین داشته باشیم تا ساختار مغزمان تغییر پیدا کند و سپس باید تمرین و تلاش را تبدیل به عادتِ روزانه نماییم.

باید شکل‌گیری عادت‌ها،با نظم‌ و ترتیب و جدیت و هدف‌گذاریِ اصولی همراه باشد.

در مغزِ‌مان،کارمندی به‌نام هیپوکمپ وجو دارد که وظیفه‌ی آن:ضبط و ذخیره‌سازیِ اطلاعات است.

اما آن، کارمند سخت‌گیری است،زیرا ذخیره‌ی اطلاعات پس از توجه اتفاق‌ می‌افتد.

برای آنکه یک چیزی را به‌خوبی بتوانیم یاد بگیریم،ابتدا باید خوب به‌آن موضوع، توجه کنیم.

به‌نظرِ شما ماندگاری یک موضوع تا چه زمانی در ذهنِ‌مان ماندگار است؟

براساس نمودارِ فراموشیِ اینگهاوس:وقتی ما موضوعی را می‌خوانیم و یا به آن توجه می‌کنیم و یادر پیِ یادگیری مهارتی هستیم،در آن لحظه ۱۰۰% موضوع در ذهنِ‌مان است،پس از ۲۰ دقیقه  ۵۸% ،پس از ۱ساعت ۴۴% ،پس از ۹ساعت ۳۶% ،پس از ۱روز ۳۳% ، پس از ۲روز ۲۸% ، پس از ۶روز ۲۵% ،پس از ۲۱روز ۲۱%.

نتیجه‌گیری: باید این موضوع را مدنظر قرار دهیم که با تمرین و تکرار، بر ماندگاریِ یک موضوع در مغزِمان بیافزاییم و زمانی که اطلاعات در ذهنِ‌مان ذخیره و ماندگار نشود،نتیجه‌ای نمی‌گیریم و با تمرین و تکرار و تبدیل کردنِ آن به عادت ، مغزمان نیز تغییر میکند.

 

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *